محمد تقي جعفري

422

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى

غلام كه جاى خود دارد ، اگر سگى وفا كند ، صدها رضايت صاحبش را جلب مىنمايد ، اين حال سگ است كه صاحبش به جهت وفا پوزش را مىبوسد ، اگر موجود وفادار شير باشد در نتيجهء وفا بچه پيروزىها خواهد رسيد . مگر اين كه شخص معصيت كار آن چنان روى به اطاعت بياورد كه صدق وصفاى روحانيش جفايش را از ريشه براندازد . مانند فضيل بن عياض راهزن كه مردانه به سوى توبه رفت و ديگر دزدى نكرد و مانند ساحران فرعونى كه با ايمان آوردن به خداى حضرت ( موسى عليه السلام ) وشكيبايى ووفا در راه ايمانشان ، فرعون نگون بخت را رسوا ساختند . اين ساحران به عنوان مجرم بودن در اجراى حد دست و پا دادند وعظمتى به دست آوردند كه با عبادات صد ساله قابل الوصول نمىباشد . تو كه پنجاه سال به خدمات وعبادات صورى وحرفهاى مشغول بودهاى ، آيا توانستهاى ولو براى يك لحظه صدق وصفاى ساحران فرعونى را به دست بياورى .